بازگشایی دانشگاهها در آغاز سال تحصیلی جدید، در نگاه نخست یک تصمیم آموزشی و اجرایی به نظر میرسد؛ تعیین تقویم آموزشی، آمادهسازی کلاسها و آزمایشگاهها، تأمین خوابگاه و تغذیه، تنظیم برنامه درسی و بازگشت استاد و دانشجو به محیط دانشگاه.
اما در شرایط کنونی ایران، بازگشایی دانشگاه را نمیتوان صرفاً یک رویداد اداری تلقی کرد.
دانشگاه نهادی است که بیش از کلاس و ساختمان، با «زندگی اجتماعی» سروکار دارد. دانشجو فقط برای گذراندن واحد درسی وارد دانشگاه نمیشود؛ دانشگاه محل شکلگیری هویت، دوستی، گفتوگو، پرسشگری، تجربه اجتماعی، تولید دانش و تمرین مسئولیت مدنی است.
از این منظر، پرسش اساسی این نیست که:
«دانشگاهها چه زمانی باز میشوند؟»
بلکه باید پرسید:
«دانشگاهها با چه کیفیتی و با چه رویکردی باز خواهند شد؟»
این تمایز در شرایط امروز اهمیت بسیار زیادی دارد.
۱. بازگشایی دانشگاه، یک «پروژه بازسازی» است نه یک تصمیم تقویمی
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که تعطیلی دانشگاه، حتی اگر با دلایل موجه امنیتی، بهداشتی، اقلیمی یا ناشی از بحران انجام شود، هزینههایی فراتر از آموزش رسمی ایجاد میکند.
در دوره کرونا، آموزش عالی ایران ناچار شد به سرعت به آموزش مجازی منتقل شود و تجربه آن دوره نشان داد که دانشگاه را نمیتوان به انتقال محتوای درسی از کلاس به صفحه نمایش تقلیل داد. در سالهای بعد نیز وقفههای ناشی از بحرانهای اجتماعی و جنگ، این مسئله را دوباره آشکار کرد.
در سال ۱۴۰۴ نیز جنگ ۱۲روزه موجب تغییر در تقویم امتحانات دانشگاهها شد و بخشی از امتحانات پایانترم به شهریور منتقل شد.
در سال ۱۴۰۵ نیز وزارت علوم، با توجه به آسیبهای واردشده به برخی دانشگاهها و خوابگاهها و مشکلات مربوط به اسکان، تغذیه و زیرساختها، از دشواری بازگشت فوری و کامل به آموزش حضوری سخن گفته است.
بنابراین بازگشایی دانشگاهها را باید نوعی پروژه بازسازی نهادی دانست؛ بازسازی ساختمانها یک بخش آن است، اما بازسازی اعتماد، آرامش، ارتباطات علمی و احساس تعلق دانشگاهی بخش مهمتر آن است.
۲. دانشگاه پس از بحران، به «امنیت» نیاز دارد؛ اما امنیت را نباید با «امنیتیکردن» اشتباه گرفت
یکی از حساسترین مسائل بازگشایی دانشگاهها، مسئله امنیت است.
هیچ دانشگاهی بدون امنیت نمیتواند فعالیت کند. دانشجو، استاد و کارمند باید احساس کنند محیط دانشگاه امن است؛ اما میان «دانشگاه امن» و «دانشگاه امنیتی» تفاوتی بنیادین وجود دارد.
دانشگاه امن دانشگاهی است که در آن:
الف.خشونت تحمل نمیشود؛
ب.تهدید و ارعاب وجود ندارد؛
ج. حقوق استاد و دانشجو محترم است؛
د. اختلافات از مسیرهای قانونی حل میشود؛
ه .گفتوگوی سیاسی و اجتماعی امکانپذیر است؛
و. نقد علمی با مخالفت سیاسی یکسان تلقی نمیشود؛
ز. و دانشجو احساس نمیکند ورود به دانشگاه به معنای ورود به یک فضای پرتنش و کنترلشده است.
این نکته بهویژه در شرایطی اهمیت دارد که دانشگاه پس از یک دوره تعطیلی طولانی بازمیگردد.
تجربه بازگشایی دانشگاهها پس از تعطیلیهای سیاسی و اجتماعی نشان داده است که اگر نخستین مواجهه دانشجو با دانشگاه، با احضار، برخورد انضباطی، محدودیت و نگرانی همراه شود، امکان بازسازی اعتماد بسیار دشوار خواهد شد. گزارشهایی درباره فضای دانشگاهها پس از بازگشایی در اسفند ۱۴۰۴ نیز نشان میدهد که مسئله برخوردهای انضباطی و فضای امنیتی به یکی از موضوعات اصلی تبدیل شده بود.
دانشگاه را باید امن کرد، نه امنیتی.
این شاید یکی از ترین اصول سیاستگذاری برای مهرماه باشد.
۳. مهمترین سرمایه دانشگاه در شرایط کنونی «اعتماد» است
دانشگاه بدون اعتماد نمیتواند دانشگاه باشد.
اعتماد میان:
دانشجو و استاد ومدیریت دانشگاه ووزارت علوم وجامعه واعتماد
اگر آسیب ببیند، حتی بهترین آییننامهها و امکانات نیز نمیتوانند دانشگاه را به وضعیت طبیعی بازگردانند.
به همین دلیل، بازگشایی دانشگاه باید با یک «پیمان اعتماد دانشگاهی» همراه شود.
این پیمان لزوماً یک سند رسمی نیست؛ بلکه مجموعهای از رفتارها و تصمیمات است:
الف. احترام به شأن دانشجو؛
ب. احترام به استقلال علمی استاد؛
ج. شفافیت تصمیمات مدیریتی؛
د. پرهیز از برخوردهای سلیقهای؛
ه. تقویت تشکلها و انجمنهای علمی و صنفی؛
و. فراهمکردن امکان نقد و گفتوگو؛
ز. حل مسائل دانشجویان از طریق گفتوگو پیش از برخورد؛
ح. اعلام روشن قواعد و حدود مسئولیتها.
در شرایطی که جامعه از بحرانهای متعدد عبور کرده است، سرمایه اجتماعی دانشگاه ممکن است از سرمایه فیزیکی آن مهمتر باشد.
۴. نباید از «دانشجوی امروز» انتظار داشت همان دانشجوی چند سال قبل باشد
یکی از اشتباهات سیاستگذاری دانشگاهی، نگاه ایستا به نسل دانشجوست.
دانشجوی امروز با دانشجوی یک دهه قبل تفاوت جدی دارد.
نسل جدید:
الف: با شبکههای اجتماعی زندگی میکند؛
ب: اطلاعات را سریع دریافت میکند؛
ج: اقتدارهای سنتی را کمتر به صورت خودکار میپذیرد؛
ه: نسبت به شکاف میان گفتار و رفتار حساستر است؛
و: بیش از گذشته به هویت فردی و حق انتخاب خود اهمیت میدهد.
از سوی دیگر، دانشجوی امروز با انباشت بحران نیز مواجه است: نگرانی درباره آینده شغلی، مهاجرت، وضعیت اقتصادی، آینده کشور، جنگ و نااطمینانی.
بنابراین دانشگاه اگر بخواهد با زبان نسل گذشته با نسل جدید سخن بگوید، احتمالاً موفق نخواهد شد.
بازگشایی دانشگاه باید همزمان بازگشایی یک گفتوگوی نسلی باشد.
۵. دانشگاه نباید از جامعه فاصله بگیرد؛ باید به «اتاق فکر جامعه» تبدیل شود
یکی از مهمترین فرصتهای بازگشایی دانشگاهها در شرایط کنونی این است که دانشگاه از حالت صرفاً آموزشی خارج شود و به یکی از مراکز اصلی فهم بحرانهای کشور تبدیل گردد.
ایران امروز با مجموعهای از مسائل پیچیده مواجه است:
الف. اقتصاد و تورم؛
ب. آب و محیط زیست؛
ج. مهاجرت نخبگان؛
د. کاهش سرمایه اجتماعی؛
ه. مسائل جمعیتی؛
و. تحولات فناوری و هوش مصنوعی؛
ز. جنگ و امنیت ملی؛
ح. تحولات منطقهای؛
ط. شکافهای نسلی؛
ی. و آینده اشتغال.
هیچکدام از این مسائل با تصمیم اداری حل نمیشوند.
دانشگاه باید بتواند برای هرکدام از این مسائل «دانش سیاستی» تولید کند.
از این منظر، بازگشایی دانشگاه میتواند فرصتی برای شکلگیری «دانشگاه مسئلهمحور» باشد.
۶. دانشگاه در شرایط پساجنگ باید «دانشگاه تابآور» باشد
یکی از درسهای مهم بحرانهای اخیر این است که دانشگاه باید برای شرایط غیرعادی نیز طراحی شده باشد.
دانشگاه تابآور دانشگاهی است که بتواند در شرایط بحران:
الف.آموزش را متوقف نکند؛
ب.پژوهشهای حیاتی را ادامه دهد؛
ج .ارتباط استاد و دانشجو را حفظ کند؛
د. زیرساخت دیجیتال پشتیبان داشته باشد
ه.بانک اطلاعاتی آرشیو امن داشته باشد؛
و.امکان آموزش ترکیبی را فراهم کند؛
ز.خوابگاه و تغذیه اضطراری را مدیریت کند؛
ح. برای سناریوهای مختلف برنامه جایگزین داشته باشد.
وزارت علوم نیز پیش از آغاز سال تحصیلی جدید بر ضرورت آمادگی دانشگاهها برای «سناریوهای مختلف» تأکید کرده است
اما این آمادگی نباید فقط به بحران نظامی محدود شود.
دانشگاه آینده باید برای جنگ، بیماری، قطعی اینترنت، بحران انرژی، بحران آب، آلودگی هوا و بحرانهای اجتماعی نیز سناریو داشته باشد.
۷. آموزش حضوری؛ بله، اما نه بازگشت به گذشته
بازگشت به آموزش حضوری ضروری است؛ اما نباید تصور کنیم که هدف، بازگرداندن دانشگاه به وضعیت پیش از کرونا یا پیش از بحرانهای اخیر است.
دانشگاه باید از تجربه آموزش مجازی استفاده کند و به سمت آموزش ترکیبی حرکت کند.
به عبارت دیگر:
بازگشت به دانشگاه باید همراه با حفظ دستاوردهای فناوری باشد، نه بازگشت به شیوههای آموزشی گذشته.
این موضوع در مورد هوش مصنوعی اهمیت مضاعف دارد.
دانشگاهی که در مهرماه ۱۴۰۵ باز میشود، با دانشگاه سالهای قبل متفاوت است؛ زیرا هوش مصنوعی اکنون بخشی از محیط یادگیری دانشجو شده است
بنابراین باید از خود بپرسیم:
آیا هنوز میتوان دانشجو را بر اساس حفظ کردن مطالب ارزیابی کرد؟
آیا امتحان سنتی همچنان بهترین شیوه سنجش یادگیری است؟
آیا استاد باید صرفاً انتقالدهنده اطلاعات باشد؟
یا باید نقش او بیشتر به سمت استاد ـ راهنما، تحلیلگر و مربی تفکر حرکت کند؟
۸. بازگشایی دانشگاه بدون توجه به سلامت روان دانشجویان ناقص است
بحرانهای چند سال اخیر، تجربهای عادی برای نسل دانشجو نبوده است.
جنگ، ناامنی، بحران اقتصادی، اخبار مستمر، شبکههای اجتماعی و نگرانی از آینده، فشار روانی قابل توجهی بر جوانان ایجاد کرده است.
بنابراین دانشگاه پس از بازگشایی باید یک نظام جدی حمایت روانی ـ اجتماعی داشته باشد.
نه با رویکرد بیماریمحور، بلکه با رویکرد پیشگیرانه.
توصیه میشود هر دانشگاه در آغاز سال تحصیلی:
الف.مرکز مشاوره خود را تقویت کندب.امکان مشاوره محرمانه و آسان ایجاد کند؛
ب.استادان را نسبت به نشانههای بحران روانی دانشجویان حساس کند؛
ج. گروههای همیار دانشجویی ایجاد کند؛
ه. برنامههای فرهنگی و ورزشی را فعال کند؛
و. مهمتر از همه، فضای دانشگاه را از حالت صرفاً آموزشی خارج کند.
ز. دانشجو باید زندگی دانشگاهی داشته باشد، نه فقط «کلاس دانشگاهی».
۹. تشکلهای دانشجویی را نباید تهدید دانست؛ آنها بخشی از راهحلاند
یکی از مهمترین اشتباهات در دورههای بحران این است که هر نوع فعالیت جمعی دانشجویان با احتمال اعتراض سیاسی یکسان تلقی شود.
در حالی که انجمنهای علمی، کانونهای فرهنگی، شوراهای صنفی و تشکلهای دانشجویی میتوانند بخشی از نظام مدیریت بحران دانشگاه باشند.
دانشگاهی که امکان گفتوگو در آن وجود دارد، الزاماً دانشگاه آرامتری نیست؛ اما دانشگاهی است که تعارضهای خود را به شکل کمهزینهتری مدیریت میکند.
به جای اینکه همه فعالیتهای دانشجویی از منظر امنیتی دیده شود، بهتر است آنها را به عنوان سازوکارهای مشارکت اجتماعی به رسمیت شناخت.
۱۰. بازگشایی دانشگاه باید «نماد امید» باشد
این شاید مهمترین وجه موضوع باشد.
جامعهای که بحرانهای متعدد را تجربه کرده است، بیش از هر چیز به نشانههایی از امکان آینده نیاز دارد.
دانشگاه میتواند یکی از مهمترین این نشانهها باشد.
باز شدن درهای دانشگاه، بازگشت دانشجویان به خوابگاه، صدای کلاس، فعالیت آزمایشگاه، گفتوگوی استاد و دانشجو، برگزاری نشست علمی، فعالیت انجمنهای دانشجویی و حضور جوانان در فضای دانشگاه، همه میتواند حامل یک پیام اجتماعی باشد:
زندگی علمی و اجتماعی ایران ادامه دارد.
به همین دلیل، بازگشایی دانشگاه نباید صرفاً با بخشنامه و آییننامه انجام شود؛ باید به یک رویداد ملی برای بازسازی امید تبدیل شود.
- به نظر میرسد برای بازگشایی سال تحصیلی جدید، میتوان طرحی با عنوان «طرح مهر دانشگاه» طراحی کرد.
این طرح میتواند پنج محور داشته باشد:
محور اول: دانشگاه امن
امنیت فیزیکی، زیرساختی و روانی، بدون امنیتیکردن فضای علمی.
محور دوم: دانشگاه گفتوگو
برگزاری نشستهای آزاد علمی درباره مسائل ایران، جنگ، آینده کشور، اقتصاد، محیط زیست، نسل جدید و تحولات جهان.
محور سوم: دانشگاه امید
فعالسازی فرهنگی، هنری، ورزشی و اجتماعی دانشگاهها و ایجاد احساس تعلق.
محور چهارم: دانشگاه مسئلهمحور
تشکیل گروههای علمی برای بررسی مسائل واقعی کشور و ارائه پیشنهاد سیاستی به دولت
محور پنجم: دانشگاه تابآور
تهیه سناریوهای جایگزین برای ادامه آموزش، پژوهش و زندگی دانشگاهی در شرایط بحران.
۱۲. از «بازگشایی» به «بازآفرینی دانشگاه» برسیم
در نهایت، شاید بزرگترین خطای سیاستگذاری این باشد که بازگشایی دانشگاه را صرفاً بازگشت به وضعیت قبل از تعطیلی بدانیم.
قرار نیست دانشگاه فقط باز شود؛ دانشگاه باید بازآفرینی شود.
بازآفرینی یعنی:
از دانشگاه حافظهمحور به دانشگاه مسئلهمحور؛
از دانشگاه انتقالدهنده اطلاعات به دانشگاه تولیدکننده دانش؛
از دانشگاه کمتحرک به دانشگاه گفتوگومحور؛
از دانشگاه منفعل → به دانشگاه مشارکتجو؛
از دانشگاه آسیبپذیر → به دانشگاه تابآور؛
و از دانشگاهی که صرفاً به آینده شغلی فکر میکند به دانشگاهی که به آینده ایران میاندیشد.