برادر گرامی جناب آقای کاظمی
وزیر محترم آموزش و پرورش
با سلام و احترام
موضوع: ضرورت برنامهریزی ملی برای شناسایی، جذب و بازگرداندن بازماندگان از تحصیل و ایجاد سازوکار بازگشت به آموزش
آموزش عمومی صرفاً یکی از وظایف دستگاه تعلیم و تربیت نیست، بلکه از بنیادیترین حقوق شهروندی و مهمترین زیرساختهای توسعه انسانی، اجتماعی و اقتصادی کشور است. از این منظر، وجود کودک و نوجوانی که به هر دلیل از چرخه آموزش رسمی خارج مانده است، صرفاً یک مسئله آموزشی نیست؛ بلکه هشداری درباره آینده سرمایه انسانی و اجتماعی کشور است.
با توجه به حجم بالای بازماندگان از تحصیل و پیشی گرفتن رقم آنان از کل دانش آموزان در حال آموزش و پیچیدگی و چندعاملی بودن پدیده بازماندگی از تحصیل ــ از جمله فقر اقتصادی، مشکلات خانوادگی، مهاجرت، اشتغال کودکان و نوجوانان، فاصله جغرافیایی، ضعف دسترسی آموزشی، مسائل فرهنگی و اجتماعی و گاه ناکارآمدی سازوکارهای شناسایی و حمایت ــ به نظر میرسد برخورد موردی و دستگاهی با این مسئله نمیتواند پاسخگوی ابعاد آن باشد.
از جنابعالی تقاضا میشود با عنایت به فرصت پیش آمده از سوی ریاست محترم جمهوری، موضوع «برنامه ملی بازگشت به تحصیل» به عنوان یکی از اولویتهای راهبردی وزارت آموزش و پرورش مورد توجه قرار گیرد.
پیشنهاد میشود این برنامه بر محورهای زیر طراحی و اجرا شود:
1 – ایجاد سامانه ملی شناسایی بازماندگان از تحصیل و اتصال اطلاعات آموزش و پرورش با سایر دستگاههای مرتبط، با رعایت ضوابط حریم خصوصی.
2 – شناسایی دانشآموزان در معرض ترک تحصیل پیش از خروج آنان از مدرسه و طراحی نظام هشدار زودهنگام برای پیشگیری از ترک تحصیل.
3 – تشکیل پرونده آموزشی ـ اجتماعی برای هر فرد بازمانده از تحصیل و تعیین علت اصلی یا ترکیبیِ بازماندگی و راهکار متناسب با شرایط وی.
4 – ایجاد مسیرهای متنوع بازگشت به آموزش؛ از جمله مدارس عادی، آموزش جبرانی، آموزش انعطافپذیر، آموزش از راه دور، نهضت سواد آموزی و برنامههای ویژه برای مناطق محروم (در این مسیر ادغام آموزش از راه دور با نهضت و مدارس شبانه همراه با اختصاص ردیف بودجه ای سودمند خواهد بود).
5 – حمایت اقتصادی از استقرار آموزش کاملا رایگان و حمایت شده موثر خواهد بود؛ زیرا در بسیاری از مواردی هزینههای مستقیم و غیرمستقیم تحصیل، مانع ادامه آموزش کودکان میشود.
6 – توجه ویژه به مناطق روستایی، عشایری، مرزی و کمبرخوردار و طراحی برنامههای متناسب با شرایط جغرافیایی و اجتماعی آن ها.
7 – توسعه آموزشهای جبرانی و فشرده برای افرادی که چند سال از تحصیل فاصله گرفتهاند تا امکان بازگشت آنان به مسیر آموزشی متناسب با سن و سطح تحصیلی فراهم شود.
8 – استفاده از ظرفیت سازمانهای مردمنهاد، خیرین، انجمنهای معلمان، شوراهای آموزش و پرورش و نهادهای محلی برای شناسایی و حمایت از بازماندگان از تحصیل.
9 – تعیین شاخصهای سالانه و قابل سنجش برای کاهش تعداد بازماندگان و ترکتحصیلکنندگان و انتشار گزارش عملکرد به صورت شفاف.
10 – تشکیل «ستاد ملی پیشگیری از ترک تحصیل و بازگشت به آموزش» با حضور دستگاههای ذیربط و تقسیم روشن مسئولیتها میان آن ها.
11 – اختصاص ردیف بودجه مشخص و پایدار برای برنامه بازگشت به تحصیل، بهگونهای که این موضوع وابسته به اعتبارات پراکنده و مقطعی نباشد.
12 – ارزیابی مستمر اثربخشی برنامهها و اصلاح سیاستها بر اساس دادههای واقعی و تجربه مناطق مختلف کشور.
13 – در این میان، ضروری است میان «بازماندگی از تحصیل» و «ترک تحصیل» تمایز گذاشته شود؛ زیرا گروه نخست ممکن است اساساً وارد مدرسه نشده باشند و گروه دوم پس از ورود به مدرسه، در میانه مسیر آموزشی، از آن خارج شده باشند. هر یک از این دو گروه به سیاست و مداخله متفاوتی نیاز دارند.
14 – همچنین پیشنهاد میشود هدف سیاست آموزشی کشور صرفاً افزایش ثبتنام نباشد، بلکه زنجیرهای کامل از شناسایی، جذب، ماندگاری، یادگیری باکیفیت و تکمیل دوره تحصیلی مورد توجه قرار گیرد.
به باور اینجانب، سرمایهگذاری برای بازگرداندن یک کودک یا نوجوان به چرخه آموزش، صرفاً هزینه آموزشی نیست؛ بلکه نوعی سرمایهگذاری بلندمدت برای کاهش فقر، افزایش سرمایه انسانی، ارتقای مشارکت اجتماعی و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی آینده
است.
از این رو پیشنهاد میشود وزارت آموزش و پرورش با همکاری سایر دستگاههای مسئول، یک «سند ملی پیشگیری از ترک تحصیل و بازگشت بازماندگان به آموزش» تدوین کند و برای آن اهداف کمی، زمانبندی، منابع مالی، مسئولیت دستگاهها و نظام ارزیابی مشخص تعیین نماید.
امید است با توجه ویژه جنابعالی، مسئله بازماندگی از تحصیل از یک موضوع پراکنده و موردی به یک اولویت ملی در یاستگذاری آموزشی کشور تبدیل شود.
معاون اسبق وزارت آموزش و پرورش
و بنیانگذار آموزش از راه دور
سید حسن الحسینی