الف – جنبههای مثبت تغییر کتابهای درسی
- نوع تغییر با اثر احتمالی مثبت
- بهروز کردن علوم و فناوری
- فاصله کمتر دانشآموز با دانش روز
- کاهش محفوظات افزایش فرصت تفکر
- تحلیل و حل مسئله
- افزودن مهارتهای زندگی
- آمادگی بیشتر برای زندگی واقعی
- توجه به محیطزیست و تغییرات اقلیمی
- افزایش مسئولیت اجتماعی
- آموزش سواد رسانهای و دیجیتال
- توانایی بهتر در مواجهه با اطلاعات
- اصلاح تصاویر و مثالها
- جذابیت و فهم بهتر مطالب
- میانرشتهای کردن محتوا
- ارتباط دادن دانشهای مختلف
- توجه به تفاوتهای فردی و فرهنگی
- فراگیری بیشتر آموزش
- حذف مطالب منسوخ
- جلوگیری از انتقال دانش نادرست یا کمکاربرد
OECD نیز یکی از دلایل اصلی اصلاح برنامههای درسی را پاسخ به تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فناورانه و آمادهسازی دانشآموزان برای آینده میداند.
ب – جنبههای منفی احتمالی
مشکل زمانی ایجاد میشود که «تغییر» جای «اصلاح» را بگیرد.
مهمترین آسیبها عبارتاند از:
- تغییرات مکرر و بدون ثبات، معلم و دانشآموز فرصت سازگاری با نظام جدید را پیدا نمیکنند.
- تغییر محتوا بدون تغییر روش تدریس، اگر کتاب جدید تفکر انتقادی بخواهد اما امتحان همچنان حافظهمحور باشد، تغییر کتاب اثر محدودی خواهد داشت.
- افزایش حجم مطالب، افزودن موضوعات جدید بدون حذف مطالب کماهمیت میتواند به «انباشت برنامه درسی» منجر شود. OECD نیز نسبت به حجم زیاد کتابها و مواد آموزشی و فشار آن بر معلم و دانشآموز هشدار داده است.
- تحمیل تغییر از بالا، اگر معلمان در طراحی و اجرای اصلاحات مشارکت نداشته باشند، احتمال مقاومت و اجرای ناقص بیشتر میشود. پژوهشهای OECD بر نقش مشارکت معلمان و ذینفعان تأکید دارند.
- ایدئولوژیک شدن کتاب درسی، کتاب درسی اگر از انتقال دانش و تربیت علمی به ابزار تبلیغ سیاسی، مذهبی یا ایدئولوژیک تبدیل شود، ممکن است تنوع دیدگاهها و توانایی پرسشگری دانشآموز را محدود کند. درباره ایران، یونسکو گزارش کرده است که کتابهای درسی پس از انقلاب چندین بار برای بازنگری و ادغام محتوای اسلامی بازنویسی شدهاند و موضوعات اسلامی و سیاسی در برخی کتابهای غیر دینی نیز حضور یافتهاند.
- قطع پیوستگی آموزشی: تغییر کتاب درسی بدون هماهنگی پایه قبل و بعد، میتواند زنجیره یادگیری را مختل کند.
یک معیار مهم برای تشخیص «تغییر مثبت»
میتوان گفت تغییر کتاب درسی زمانی اصلاح واقعی است که همزمان پنج چیز تغییر یا هماهنگ شود: محتوا، روش تدریس، معلم، ارزشیابی و منابع آموزشی. اگر فقط کتاب عوض شود ولی امتحان، آموزش معلم و شیوه تدریس همان قبلی باشد، بخش بزرگی از تغییر روی کاغذ باقی میماند. OECD نیز بر ضرورت هماهنگی برنامه درسی با آموزش، ارزشیابی و استانداردهای معلم تأکید کرده است.
نکته کلیدی درباره کتابهای درسی ایران
تغییر کتابهای درسی ایران پس از انقلاب صرفاً تغییر آموزشی نبوده است؛ بخشی از آن تغییر در هویت، ارزشها و جهتگیری اجتماعی ـ سیاسی برنامه درسی نیز بوده است. گزارش یونسکو میگوید در دوره پس از انقلاب، محتوای برنامه درسی و کتابها چندین بار بازنویسی شد و موضوعات اسلامی در کنار کتابهای دینی، در حوزههایی مانند مطالعات اجتماعی، تاریخ و فارسی و تا حدی علوم نیز وارد شدند.
مطالعات گلنار مهران نیز این فرایند را در قالب اسلامیسازی و سیاسیشدن آموزش بررسی کرده و پژوهش او که در سال ۲۰۲۵ منتشر شده، کتابهای مطالعات اجتماعی سال تحصیلی ۲۰۲۳–۲۰۲۴ را نیز مورد تحلیل قرار داده است.
در عین حال، نباید همه تغییرات پس از انقلاب را صرفاً ایدئولوژیک دانست. اصلاح کتابهای درسی در هر نظام آموزشی میتواند دلایل علمی، فناورانه، فرهنگی، تربیتی و سیاسی را همزمان داشته باشد. حتی منابع پژوهشی درباره ایران تأکید کردهاند که کتابهای سالهای نخست پس از انقلاب یکدست نبودند.
یک اصل بسیار مهم: «کمتر، اما عمیقتر»
یکی از یافتههای مهم OECD این است که وقتی نیازهای جدید وارد برنامه درسی میشوند، اگر مطالب جدید بدون حذف یا بازتنظیم مطالب قبلی اضافه شوند، بار برنامه درسی افزایش مییابد. نتیجه میتواند آموزش سطحی، فشار بیشتر بر معلم و دانشآموز و گرایش بیشتر به حفظ کردن باشد. راهحل پیشنهادی، تمرکز بر مفاهیم اساسی، انسجام بین پایهها و یادگیری عمیقتر است. بنابراین برای ایران میتوان یک معیار ساده پیشنهاد کرد: هر مطلب جدید باید با پاسخ به یک سؤال وارد کتاب درسی شود: چه چیزی را حذف یا کاهش میدهیم تا دانشآموز این مطلب جدید را عمیقاً یاد بگیرد؟
«تغییر کتاب درسی» را نباید یکسره مثبت یا منفی دانست؛ در هر حوزه باید دید چه چیزی تغییر کرده، چرا تغییر کرده، و پیامد آموزشی آن چه بوده است.
۱. دین و مذهب
پس از انقلاب ۱۳۵۷، یکی از مهمترین تغییرات، افزایش حضور مفاهیم اسلامی و بهویژه هویت شیعی در برنامه درسی بود. پژوهش گلنار مهران درباره اسناد رسمی و کتابهای مطالعات اجتماعی سال تحصیلی 1402 – 1403 نشان میدهد که در برنامه درسی، شکلدهی به «انسان مطلوب اسلامی» همچنان جایگاه مهمی دارد؛ در این الگو، هویت اسلامی، شیعی و انقلابی با هویت ایرانی پیوند خورده است. در عمل باید دید آیا کتاب، دانشآموز را به فهم، پرسش و گفتوگو درباره دین دعوت میکند یا عمدتاً به پذیرش پاسخهای از پیش تعیینشده؟
۲. تاریخ ایران
کتاب تاریخ فقط انتقال گذشته نیست؛ روایت گذشته، بخشی از ساختن هویت امروز است.
پژوهشهای مربوط به کتابهای درسی ایران نشان میدهند که کتابهای مطالعات اجتماعی علاوه بر انتقال دانش، در ساختن هویت سیاسی و اجتماعی مطلوب نیز نقش دارند.
تغییر مثبت زمانی است که تاریخ از «حفظ کردن سلسلهها و تاریخها» به تحلیل علت و معلول تاریخی تبدیل شود.
تغییر منفی زمانی رخ میدهد که تاریخ به روایت یکسویه تبدیل شود و دانشآموز نتواند میان واقعیت تاریخی، تفسیر تاریخی و داوری ارزشی تفاوت بگذارد.
۳. تاریخ جهان
این حوزه برای تربیت نسل آینده بسیار مهم است. کتاب مطلوب باید جهان را نه صرفاً بهعنوان «دیگران»، بلکه بهعنوان مجموعهای از تمدنها، تجربهها و نظامهای متفاوت معرفی کند.
چهار تغییر مطلوب
شناخت تمدنهای مختلف؛
شناخت علم و فناوری در جهان؛
شناخت تجربههای موفق و ناموفق کشورها؛
آموزش مقایسه تمدنی به جای تقابل تمدنی.
در اینجا مسئله اصلی تنوع دیدگاههاست. به یقین اگر دانشآموز فقط یک روایت از غرب، شرق، جهان اسلام یا تمدنهای دیگر دریافت کند، آموزش تاریخی ناقص میشود.
۴. هویت ملی
در کتابهای درسی معاصر ایران، هویت ایرانی در کنار هویت اسلامی حضور دارد. پژوهش مهران در تحلیل کتابهای مطالعات اجتماعی جدید نیز بر همین همزمانی تأکید میکند: از یک سو ساخت «انسان اسلامی»، و از سوی دیگر تأکید بر ایرانیبودن و میراث پیشااسلامی ایران. این میتواند یک ظرفیت مثبت باشد: چرا که می تواند ایرانیت، اسلامیت و مدنیت را در کنار یکدیگر مطرح کند.
۵. هویت دینی
در این حوزه باید بین دو مدل تمایز گذاشت:
مدل اول: هویت دینی بسته «من مسلمانم، پس پاسخها از قبل مشخصاند».
مدل دوم: هویت دینی یادگیرنده «من مسلمانم، اما درباره ایمان، اخلاق، جامعه و جهان همچنان میاندیشم و میآموزم».
پژوهشی درباره کتابهای «دین و زندگی» دبیرستان ایران نشان داده است که مؤلفان آنها در مؤلفههای خلاقیت، تفکر انتقادی و خودشکوفایی/ابراز وجود، سطح تأکید پایینی داشتهاند و پژوهشگر اصلاح محتوای کتابها را پیشنهاد کرده است.
۶. سیاست و حکومت
این یکی از حساسترین حوزههاست. کتاب درسی باید دانشآموز را با مفاهیمی مانند: دولت، قانون، حقوق شهروندی، مسئولیت اجتماعی، مشارکت سیاسی، نهادهای عمومی، عدالت، قدرت، پاسخگویی و نظارت آشنا کند.
اما آموزش سیاسی با تبلیغ سیاسی یکسان نیست. بنابراین سؤال مهم برای ارزیابی کتاب این است: آیا دانشآموز «شهروند» تربیت میشود یا صرفاً «پیرو»؟
پژوهش مهران درباره کتابهای مطالعات اجتماعی ایران نشان میدهد که محتوای این کتابها علاوه بر مؤلفههای دینی، مؤلفههای سیاسی و انقلابی نیز دارد و تصویری از شهروند مطلوب ارائه میکند که با وفاداری به نظام سیاسی و مفاهیم انقلاب پیوند خورده است.
۷. زن و خانواده
این حوزه در سالهای اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. یک پژوهش جدید در سال 1405 درباره کتاب مطالعات اجتماعی پایه پنجم ایران و ترکیه، بازنمایی نقشهای جنسیتی در متن و تصویر را بررسی کرده و گزارش کرده است که در کتاب ایرانی، حضور مردان در برخی شاخصهای متنی بیشتر بوده و زنان در مجموع کمتر دیده شدهاند.
پژوهش دیگری درباره کتاب مطالعات اجتماعی پایه سوم ایران در سال تحصیلی 1402–1403 نیز نشان داده است که تصاویر زنان عمدتاً با نقشهای جنسیتی سنتی ارائه شدهاند، هرچند پژوهشگر از پیشرفت اندک نسبت به برخی مطالعات قبلی سخن گفته است.
۸. علم و عقلانیت
یکی از مهمترین معیارهای کتاب درسی آینده این است که علم را فقط بهصورت مجموعهای از اطلاعات ارائه نکند. دانشآموز باید بفهمد: دانش چگونه تولید میشود؟ یعنی: فرضیه ، شواهد، آزمایش، نقد، اصلاح و بالاخره دانش جدید.
کتاب علمی خوب باید به دانشآموز بیاموزد: «دانش معتبر، دانشی نیست که هرگز تغییر نمیکند؛ دانشی است که در برابر شواهد و نقد، قابلیت اصلاح دارد».
۹. تفکر انتقادی و پرسشگری
این شاید مهمترین نقطه ضعف قابل بررسی در اصلاحات کتابهای درسی باشد. پژوهشی که تغییر کتابهای مطالعات اجتماعی پایه چهارم و پنجم ایران را طی سه دهه بررسی کرده، گزارش نموده است که حضور مؤلفههای تفکر انتقادی در این کتابها در سطح پایینی بوده است.
پژوهش جدیدتری درباره محتوای فرهنگی کتابهای انگلیسی دبیرستان ایران نیز گزارش کرده است که فرصتهای موجود برای تفکر انتقادی و بررسی مستقل تفسیرهای بدیل محدود بوده است.
تفاوت سه نوع سؤال
سؤال حافظهای: پایتخت فلان حکومت چه بود؟
سؤال تحلیلی: چه عواملی موجب قدرت یا ضعف آن حکومت شد؟
سؤال انتقادی: آیا میتوان برای این تحول تاریخی تبیین دیگری ارائه کرد؟ شواهد کدام تبیین را تقویت میکنند؟
کتاب درسی آینده باید از اولی به دومی و سپس به سومی حرکت کند.
۱۰. مهارتهای آینده
این حوزه از همه مهمتر است؛ زیرا کتاب درسی نباید فقط برای امتحان امروز دانشآموز را آماده کند، بلکه باید برای زندگی فردا آماده کند.
برنامه درسی آینده باید شامل مواردی مانند:
تفکر انتقادی بالا
حل مسئله بسیار بالا
سواد دیجیتال بالا
سواد رسانهای بالا
سواد هوش مصنوعی رو به افزایش
ارتباط مؤثربالا
کار گروهی بالا
یادگیری خود راهبر بالا
سازگاری با تغییر بالا
سواد مالی بالا
سواد علمی بسیار بالا
اخلاق فناوری رو به افزایش
یادگیری مادامالعمربسیار بالا
جمعبندی ۱۰ حوزه
اگر این ده حوزه را کنار هم بگذاریم، یک الگوی بسیار مهم به دست میآید:
کتاب درسی سنتی
انتقال اطلاعات → حفظ کردن → امتحان → فراموشی
در مقابل: کتاب درسی نسل جدید
پرسش → جستوجو → فهم → مقایسه → نقد → کاربرد → یادگیری مجدد
از این منظر، مسئله اصلی تغییر کتابهای درسی ایران فقط «چه مطالبی عوض شدهاند؟» نیست؛ سؤال بنیادیتر این است: «چه نوع انسانی قرار است از طریق کتاب درسی تربیت شود»؟
پژوهشهای موجود نشان میدهند که کتابهای درسی ایران همزمان چند کارکرد دارند: انتقال دانش، انتقال ارزشها، ساخت هویت، جامعهپذیری و در برخی حوزهها انتقال جهتگیریهای دینی و سیاسی.
برای کتاب درسی آینده ایران (کتاب درسی یادگیرنده محور) میتوان آن را به صورت زیر می توان پیشنهاد نمود:
هویت ایرانی
میراث دینی و فرهنگی
علم و عقلانیت
تفکر انتقادی
حقوق شهروندی
تنوع فرهنگی
مهارتهای آینده
یادگیری مادامالعمر
کتاب درسی نباید فقط «دانایی موجود» را منتقل کند؛ باید توانایی تولید و بازنگری دانایی را آموزش دهد.
مطالب این مقاله با دستیاری هوش مصنوعی فراهم آمده است.
سید حسن الحسینی