مشخصات مقاله
- عنوان اصلی: “We all have a responsibility, like, even if we’re just high schoolers!”: How DC youth are engaging with global issues
- نویسندگان: Vanessa R. Sperduti و Laura Engel
- مترجم: امیرحسین طوفانی
- سال انتشار: ۲۰۲۵
- مجله: International Journal of Educational Research
- جلد: ۱۳۴
- شماره مقاله: 102803
- نوع پژوهش: پژوهش کیفی
- DOI: 10.1016/j.ijer.2025.102803
[مشاهده مقاله در ScienceDirect](https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0883035525002769?utm_source=chatgpt.com)
۱. مقدمه: آیا دانش آموزان میتوانند در تغییر جهان نقش داشته باشند؟
وقتی از تحولات جهانی صحبت میکنیم، معمولاً به دولتها، سازمانهای بینالمللی، سیاستمداران و فعالان اجتماعی فکر میکنیم. در این تصویر، دانشآموزان اغلب کسانی هستند که باید درباره جهان یاد بگیرند و برای ورود به جامعه در آینده آماده شوند.
اما آیا جوانان باید تا بزرگسالی منتظر بمانند تا بتوانند در تغییرات اجتماعی نقش داشته باشند؟
پژوهش ونسا سپردوتی و لورا انگل از همین پرسش آغاز میشود. نویسندگان بررسی میکنند که دانشآموزان دبیرستانی چگونه مسائل جهانی را درک میکنند، چه مسئولیتی در قبال آنها احساس میکنند و چگونه میتوانند از طریق محیط آموزشی و جامعه خود در تغییرات اجتماعی مشارکت داشته باشند.
ایده اصلی مقاله این است که جوانان فقط شهروندان آینده نیستند؛ آنها در همین امروز نیز بخشی از جامعهاند و میتوانند در شکل دادن به آن نقش داشته باشند.
۲. روش پژوهش: دانشآموزان خودشان چه میگویند؟
این مطالعه با رویکرد کیفی انجام شده است. پژوهشگران بهجای محدود شدن به پرسشنامهها و آمارهای عددی، تلاش کردهاند دیدگاهها و تجربههای خود دانشآموزان را بشنوند.
ویژگی های اصلی پژوهش عبارتاند از:
- شرکتکنندگان: ۷۲ دانشآموز دبیرستانی، در بازه سنی ۱۴ تا ۲۰ سال.
- محیط پژوهش: مدارس دولتی واشنگتن دیسی در ایالات متحده.
- روش گردآوری دادهها: ۲۰ جلسه گفتوگوی گروهی با دانشآموزان.
- دامنه بررسی: برداشت دانشآموزان از مسائل جهانی، مشارکت اجتماعی آنها و ارتباط میان تجربههای محلی و تحولات جهانی.
پژوهشگران میخواستند بدانند دانشآموزان چگونه موضوعاتی مانند تغییرات اقلیمی، حقوق بشر و عدالت جنسیتی را درک میکنند و این مسائل چگونه به زندگی روزمره و محیط آموزشی آنها ارتباط پیدا میکنند.
۳. مسائل جهانی از نگاه دانش آموزان
یکی از موضوعات محوری مقاله این است که دانشآموزان چگونه مسائل بزرگ جهانی را به تجربههای شخصی و محیط اطراف خود مرتبط میکنند.
برای مثال، تغییرات اقلیمی ممکن است در نگاه اول مسئلهای بینالمللی به نظر برسد؛ مسئلهای که دولتها و سازمانهای جهانی باید برای آن تصمیم بگیرند. اما دانشآموزان میتوانند آن را به محیط زندگی خود، مسئولیت اجتماعی و تصمیمهایی که جامعه میگیرد پیوند دهند.
همین موضوع درباره حقوق بشر و عدالت اجتماعی نیز صدق میکند. دانشآموزان ممکن است ابتدا با این مسائل از طریق درسها، اخبار یا شبکههای اجتماعی آشنا شوند، اما سپس درباره تأثیر آنها بر مدرسه و جامعه خودشان فکر کنند.
نکته مهم این است که آگاهی از یک مسئله جهانی با درک ارتباط آن با زندگی واقعی تفاوت دارد. آموزش زمانی میتواند زمینه مشارکت را فراهم کند که دانشآموز فرصت داشته باشد از دانستن فراتر برود، سؤال بپرسد و ارتباط میان مسائل مختلف را بررسی کند.
۴. نقش مدرسه: مانع مشارکت یا بستری برای تغییر؟
یکی از یافتههای مهم مقاله این است که مدرسه میتواند هم فرصت مشارکت دانشآموزان را فراهم کند و هم در برخی شرایط مانع آن شود.
از یک طرف، مدرسه فضایی برای یادگیری، گفتوگو، همکاری و آشنایی با مسائل اجتماعی است. فعالیتهای دانشآموزی، گروههای داوطلبانه و برنامههای آموزشی میتوانند به جوانان کمک کنند تا دیدگاههای خود را مطرح کنند و برای حل مسائل اجتماعی ایدهپردازی کنند.
از طرف دیگر، اگر آموزش فقط بر حفظ مطالب، گرفتن نمره و آمادگی برای امتحان متمرکز باشد، ممکن است فرصت کمتری برای مشارکت واقعی دانشآموزان باقی بماند.
در چنین شرایطی، دانشآموز ممکن است درباره عدالت اجتماعی یا مشکلات محیطزیستی مطالب زیادی بداند، اما فرصت نداشته باشد درباره آنها گفتوگو کند یا در فعالیتی مرتبط مشارکت داشته باشد.
این مقاله بر اهمیت فراهم کردن فرصتهای واقعی برای مشارکت جوانان تأکید میکند. مدرسه نباید فقط محلی برای انتقال اطلاعات باشد؛ بلکه میتواند فضایی برای تمرین مسئولیت اجتماعی و یادگیری از طریق مشارکت نیز باشد.
۵. شبکه های اجتماعی؛ پیوند میان مسائل جهانی و زندگی روزمره
یکی دیگر از موضوعات مهم پژوهش، نقش فضای دیجیتال در آگاهی و مشارکت اجتماعی دانشآموزان است.
شبکههای اجتماعی باعث شدهاند جوانان بتوانند با رویدادها، دیدگاهها و جنبشهای اجتماعی در نقاط مختلف جهان آشنا شوند. آنها دیگر برای آگاهی از مسائل جهانی فقط به کتاب درسی یا توضیحات معلم وابسته نیستند.
اما این دسترسی بهتنهایی به معنای مشارکت مؤثر نیست.
دیدن یک خبر، بازنشر یک پیام یا آشنایی با یک جنبش اجتماعی با درک انتقادی مسئله و اقدام مسئولانه تفاوت دارد. به همین دلیل، آموزش باید به دانشآموزان کمک کند اطلاعات را ارزیابی کنند، منابع را بشناسند و ارتباط میان آنچه در فضای دیجیتال میبینند و شرایط واقعی جامعه را درک کنند.
پژوهش نشان میدهد که مشارکت جوانان میتواند از مرز کلاس درس فراتر برود و میان فضاهای دیجیتال، فعالیتهای محلی و مسائل جهانی شکل بگیرد.
۶. شهروندی جهانی؛ مفهومی فراتر از دانستن درباره جهان
این مقاله بر رویکردی از آموزش تأکید دارد که با عنوان آموزش شهروندی جهانی (Global Citizenship Education) شناخته میشود.
در این رویکرد، هدف فقط این نیست که دانشآموزان کشورهای مختلف، فرهنگها یا سازمانهای بینالمللی را بشناسند؛ بلکه باید بتوانند ارتباط میان مسائل جهانی و زندگی خود را درک کنند و درباره مسئولیتهای اجتماعیشان بیندیشند.
شهروندی جهانی میتواند شامل موارد زیر باشد:
- شناخت مسائل و چالشهای جهانی؛
- احترام به تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی؛
- تفکر انتقادی درباره بیعدالتی و نابرابری؛
- درک ارتباط میان تصمیمهای محلی و پیامدهای جهانی؛
- مشارکت مسئولانه در جامعه.
نکته مهم این است که شهروندی جهانی به معنای نادیده گرفتن هویت محلی یا ملی نیست. برعکس، فرد میتواند از جامعه و محیط نزدیک خود شروع کند و در عین حال، نسبت به مسائل گستردهتر جهان آگاهی و مسئولیت داشته باشد.
در این نگاه، تغییر جهانی لزوماً از یک اقدام بزرگ و بینالمللی آغاز نمیشود؛ گاهی از درک یک مسئله در محیط زندگی خودمان شروع میشود.
۷. از آگاهی تا اقدام؛ مهمترین چالش آموزش
یکی از پرسشهای مهمی که از این پژوهش به دست میآید، فاصله میان دانستن و عمل کردن است.
ممکن است دانشآموزی درباره تغییرات اقلیمی اطلاعات زیادی داشته باشد، اما نداند چگونه میتواند در محیط زندگی خود نقشی ایفا کند. دانشآموز دیگری ممکن است درباره حقوق بشر مطالعه کرده باشد، اما فرصتی برای گفتوگو و بررسی راههای مشارکت اجتماعی نداشته باشد.
در چنین شرایطی، آموزش میتواند میان دانش نظری و تجربه عملی ارتباط برقرار کند؛ برای مثال، با فراهم کردن فرصتهایی برای بحث گروهی، فعالیتهای اجتماعی، پروژههای مدرسهمحور و بررسی مسائل واقعی جامعه.
البته مشارکت به معنای آن نیست که دانشآموزان بهتنهایی مسئول حل مشکلات بزرگ جهانی شوند. هدف این است که آنها بتوانند متناسب با سن، شرایط و امکانات خود، نقش معناداری در جامعه داشته باشند.
این تفاوت مهم است: آموزش مسئولیتپذیری به معنای تحمیل بار مشکلات جهان بر دوش جوانان نیست؛ بلکه به معنای فراهم کردن فرصت و حمایت برای مشارکت آگاهانه آنهاست.
۸. محدودیت پژوهش
برای تفسیر درست نتایج باید به محدودیتهای مقاله هم توجه کرد.
این مطالعه در مدارس دولتی واشنگتن دیسی و در یک زمینه اجتماعی و سیاسی مشخص انجام شده است. بنابراین نمیتوان نتایج آن را بدون بررسی بیشتر به همه دانشآموزان در کشورهای دیگر تعمیم داد.
همچنین، پژوهش کیفی بیشتر به دنبال درک تجربهها، دیدگاهها و الگوهای فکری شرکتکنندگان است؛ به همین دلیل، بهتنهایی ثابت نمیکند که یک روش آموزشی مشخص حتماً باعث افزایش مشارکت اجتماعی در همه دانشآموزان میشود.
با این حال، ارزش پژوهش در این است که صدای خود دانشآموزان را وارد بحث درباره آموزش، شهروندی و تغییرات اجتماعی میکند.
نتیجه گیری
این مقاله تصویری از دانشآموزان ارائه میدهد که با تصور سنتی از آنها بهعنوان دریافتکنندگان منفعل آموزش تفاوت دارد.
دانشآموزان میتوانند درباره مسائل جهانی فکر کنند، میان رویدادهای بینالمللی و تجربههای محلی ارتباط برقرار کنند و از طریق محیط آموزشی، جامعه و فضای دیجیتال در فعالیتهای اجتماعی مشارکت داشته باشند.
اما تحقق این ظرفیت به شرایطی بستگی دارد که مدرسه و جامعه برای آنها فراهم میکنند. اگر دانشآموزان فقط به حفظ مطالب و پاسخ دادن به سؤالهای امتحانی محدود شوند، فرصت کمتری برای تجربه مشارکت واقعی خواهند داشت.
در مقابل، اگر آموزش به آنها امکان پرسیدن، گفتوگو کردن، بررسی انتقادی مسائل و مشارکت مسئولانه بدهد، مدرسه میتواند به فضایی برای پرورش شهروندانی آگاه و فعال تبدیل شود.
شاید مهمترین پرسشی که این مقاله پیش روی نظامهای آموزشی قرار میدهد این باشد:
آیا مدرسه فقط باید دانشآموزان را برای ساختن آینده آماده کند، یا باید به آنها فرصت بدهد که از همین امروز در ساختن آینده نقش داشته باشند؟
پاسخ به این پرسش میتواند نگاه ما را به هدف آموزش تغییر دهد؛ از آموزش صرفاً برای موفقیت فردی، به سوی آموزشی که در کنار رشد فرد، مسئولیتپذیری اجتماعی و مشارکت در ساختن جامعهای بهتر را نیز جدی میگیرد.